-
امیدوار باش.
چهارشنبه 23 آذر 1401 10:48
برای دوست دوران دبیرستانم یه بیانیه میفرستم که بره امضا کنه و ایمیل بزنه. بجاش برام یه کلیپ خنده دار میفرسته یه علامت تعجب براش میفرستم. میگه بخند بابا زندگی کوتاه ول کن اخبار ایرانو!!! من از ایران بریدم. بش میگم خوش به حالت. من که ده دوازده ساله آمریکام و همسرمم ایرانی نیس و در روز شاید 20 دقیقه فقط به فارسی صحبت...
-
همین یه جمله.
دوشنبه 14 آذر 1401 11:29
هرچی اومدم از اتفاقات خوبی که این روزا داره برام میافته بنویسم دیدم نمیشه! حتی یه کم نوشتم بعد ئاکش کردم. رفتم دنبال کارام و برگشتم دوباره سر این صفحه و هی نگاهش کردم. فقط یه چیزی به ذهنم میرسه و فقط همین یه جمله هی تو ذهنم تکرار میشه. به پایان سلام کنین حرووومزاده های دوزاری. به پایان سلام کنین حرووومزاده های دوزاری....
-
کابوستون میشیم...
جمعه 1 مهر 1401 08:51
-
پادکست و لوبیاپلو
جمعه 19 آذر 1400 11:29
برای اولین بار مصاحبه داشتم با یه پادکست امریکایی و تمام طول مصاحبه وقتی که میزبان ازم سوال میپرسید خیلی راحت و با اعتماد به نفس جواب میدادم وقتی تموم شد! دستام یخ زده بود! قلبمم تند تند میزد! خودم تعجب میکنم از خودم وقتی انقد درون و بیرونم متفاوتن گاهی وقتا. بعد از مصاحبه با دستای یخ زده اومدم اینجا حالمو بنویسم و...
-
خونه سازمانی ها
چهارشنبه 30 تیر 1400 12:10
میدونی چرا خوزستان ساکت نشده و داره همچنان پر قدرت فریاد میزنه؟ چون از صدای گلوله و تیروتفنگ و دیدن کشته ها نمیترسه و بش عادت داره...
-
اپدیت جدیدتر از اقازاده
یکشنبه 13 تیر 1400 14:44
میدونی هر وقت میام اینجا به فارسی بنویسم میبینم هیچ جوره نمیتونم از خوشگذرونیام و تفریحاتم بنویسم دلم هی میخاد اپدیت از اقازادهه بزارم از بس اینجا عاشقان سینه چاک داره و فداییان رژیم قهوه ای. یه خبر: خولاصه اومدم بگم وسط اون برق رفتنا و قطعی آب و تو صف واسادن برای ویزای ارمنستان یا واکسن کو برکت؟ تهشم پفیوز شدنهاتون...
-
اپدیت جدید اقازاده
سهشنبه 1 تیر 1400 14:23
یک )امروز اون آقازادهه که تو پست قبل یه عده براش خودشونو به خاک و خون کشیدن و جامه دریدن و در نهایت سر به بیابون گذاشتن و بعد برگشتن تو پیغام خصوصی التماس دعا و عذرخواهی. توییت کرده بود که از آرزوهای بچگیش این بوده که وزیر امور خارجه بشه یه روز (بله خب بابای منم یه کاره ی دولت بود و سفرهای خارجیم از غرب به شرق و شرق...
-
اقازاده ها...
سهشنبه 25 خرداد 1400 07:58
۴ سال پیش حدود فرودین از یکی از اساتید ایرانی تو یکی از دانشگاههای اطراف یه پیام گرفتم که یه اقای ایرانی داره میاد اینجا برای یه دوره شش ماهه فرصت مطالعاتی دانشگاه نزدیک دانشگاه شما کمکش کن و این داستانا. منم که وطنم پاره تنم طوری به پسره مثلا کمک کردم وادرس جاهایی که میتونه خونه دانشجویی ارزون بگیره دادم و بعد تازه...
-
پادکست خوب چی میشناسین؟
چهارشنبه 18 فروردین 1400 13:34
-
عهد نامه ی ترکمانچای و کمی هم چیران!
سهشنبه 10 فروردین 1400 11:06
یادمه یکی از رو اعصاب ترین درسهای دوره ی راهنمایی و بعدشم دبیرستان همین خوندن تاریخ معاصر و حفظ کردن بند بند عهدنامه ی گلستان و عهدنامه ی ترکمانچای بود. یعنی باید هر بار و هر سال که جلوتر میرفتیم دونه به دونه این مفاد عهدنامه ها رو حفظ میکردیم و از میزان ننگین بار بودنشون حرص میخوردیم. واگذاری ایران به روسیه و حفظ...
-
واکسن و کمی هم علی بابا
شنبه 7 فروردین 1400 07:41
هفته پیش بلاخره نوبت اساتید و کارکنان دانشگاهم شد که واکسن بزنن و خب منم بی نصیب نموندم. تو صف که ایستاده بودم به ایران فکر میکردم به اینکه کی میشه خانوادم واکسن بزنن؟ وارد اتاق بزرگی شدم که دورتا دور میز چیده بودن و سر هر میزی یه دکتر یا پرستار نشسته بود و پرسشنامه پر میکرد صندلیو تمیز میکرد و بعد ادمها به ترتیب روی...
-
مغلطه نکنیم...
جمعه 10 بهمن 1399 11:09
یه چیزی بگم و برم سفر دو روزمو شروع کنم. یه ادمی هست تو اینستاگرام که من خیلی دوسش دارم و خیلی خوب راجع به مغلطه کردن و انواعشون حرف زده. به شدت توصیه میکنم برین این ادمو پیدا کنین و اون قسمت مغلطه کردن رو بخونین. اسمش hodafitهست بعد میبینین چقدر راحت ادما میتونن با مغلطه کردن از اصل دور بشن و به فرع بپردازن. چیزی که...
-
من در جهان موازی
سهشنبه 23 دی 1399 12:10
-
داغ تازه
پنجشنبه 18 دی 1399 07:43
داغی که تازه ست هنوز... چه دردیه. خاک مگه نمیگن سرده و اروم میکنه؟ چرا هنوز این داغ انقدر تازه ست. به امید دادخواهی و ریشه کن شدن ظالم.
-
سخت نمیگیرم
پنجشنبه 20 آذر 1399 12:57
دارم هعی کم کم چیزای کوچیک برای خانوادم به عنوان هدیه میخرم نمیدونم کی قراره ببینمشون بعد اینهمه سال ولی همیشه از اولین قدم ها یه حرکت بزرگتر شروع میشه دیگه. دارم این قدمهای کوچیکو برمیدارم حالا. هنوز نمیدونم وقتی یه روزی دیدمشون از هیجان دیدنشون تو اینهمه سال چه اتفاقی برای هر دو طرفمون میافته. بگذریم. جدیدا به جای...
-
زندگی کوتاهه
یکشنبه 16 آذر 1399 15:50
رفتم کلی دوییدم روی تردمیل! دو دقیقه سرعت بالا و یک دقیقه راه رفتن و دوباره دو دقیقه سرعت بالا و یک دقیقه راه رفتن! اینکه ضربان قلبت بره بالا و چربی سوزی داشته باشی و بعد دوباره یه شوک وارد کنی و ببری بالا ضربان قلبو! این اخر هفته به یکی از بزرگترین ترسهام غلبه کردم و حالا دارم هعی برای خودم ذوق میکنم که چه شجاعتی به...
-
کتاب و قورمه سبزی
جمعه 14 آذر 1399 11:50
اون روزی که یادداشت قبلی رو گذاشتم خیلی ناراحت بودم و بعد از نوشتنش رفتم دوییدم و ورزش کردم و وقتی برگشتم تو اتاقم انرژی داشتم. یه جدول سه ستونی که مشاورم بهم داده بود پر کردم که شامل این بود که چه اتفاقی افتاده؟ چه احساسی داری؟ و به چی فکر میکنی؟ بعدم رفتم سراغ کارام و سعی کردم بهش فکر نکنم چون اون ادم بیمار و روانی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 آذر 1399 10:55
خیلی ناراحتم و خیلی دلم میخاد به چیزی که شنیدم فکر نکنم اما نمیتونم. الف بهم گف اون استاد بی شرفی که کلی کارای منو عقب مینداخت و حتی بعد از اینکه دفاع کردم تمام تلاششو کرد که برام دردسر درست کنه با اینکه حتی تو دانشگاهمم نیس و اخرشم مقاله ای که دو سال براش زحمت کشیده بودم با بی شرفی تمام دزدید تازه بچه دار شده!...
-
ذهن اشفته
سهشنبه 27 آبان 1399 15:40
داشتم کتاب حال خوب رو میخوندم دیدم چقدر ناخواسته پدر مادرها زندگی بچه هاشونو تحت تاثیر قرار دادن بدون اینکه بدونن چه بلایی سر بچه میاد با یه رفتار غلط! به این فکر میکردم که ادم هرچی کمتر به جزییات فکر کنه شجاعانه تر تصمیم میگیره حالا اون تصمیم داشتن بچه باشه یا مهاجرت یا خونه خریدن یا هرچیز مهمی که اثرش روی عزیزانش هم...
-
مسیر زندگی
سهشنبه 20 آبان 1399 15:42
الف تو یکی از بهترین دانشگاههای امریکا جاب افر گرفت با یه حقوق نجومی که رنجش از حقوق ماها که تقریبا تو یه فیلد هستیم ۸۰-۹۰ هزارتا بالاتره. یکی از دلایلی که اصلا انتخاب شد برای مصاحبه بخاطر سیاه پوست بودنش و سهمیه ای که در نظر گرفته شده بود. اون دانشگاه دقیقا تو شهریه که مامانش هست و شهر سفیدپوستای امریکاست اما خب...
-
روزهای بهتر میان بلاخره
دوشنبه 19 آبان 1399 11:17
نمیدونم چرا انگیزه ای برای نوشتن ندارم. شده بعضی وقتا میام اینجا صفحه رو باز میکنم و میبندم میرم. گاهی حتی چندتا خط می نویسم ولی تموم نمیکنم و میبندم. کارهای زیادی هست که باید انجام بدم. انتخاب شدن بایدن باعث شد باور کنم دموکراسی وجود داره و امریکا واقعا سرزمین آزادی هست. دو سال پیش که ترامپو بخاطر کارهایی که کرده بود...
-
آنه شرلی و feeling good
چهارشنبه 30 مهر 1399 10:44
دارم یه کتاب میخونم که از اون کتاباس که هر فصلو باید با دقت بخوونی و بعد دوباره برگردی یه نگاهی بندازی بهش. راجع به روان درمانیه اگه درست ترجمه کرده باشم و رفتارشناسی یا یه همچین چیزی از David Burn اسم کتاب هم Feeling good. خیلی خوبه این کتاب. اگر که احساس میکنین افسردگی گرفتین و انگیزه ندارین و میخاین به خودتونم کمک...
-
رادیکال نباشیم؟!
سهشنبه 22 مهر 1399 09:14
با الف داشتیم صحبت میکردیم راجع به اینکه ایا این کله نارنجی بی خاصیت بازم رییس جمهور میشه یا نه! الف میگه به نظرش این اتفاق نمیافته اما این بدبینی من هعی داره بهم میگه که بازم رییس جمهور میشه. یه طرز تفکر جالبی اینجا هست که میگه کتابهای مربوط به نظر مخالفین رو هم بخونین تا نظرتون خیلی رادیکال نشه و فقط نچسبین به...
-
نسل دومی
سهشنبه 15 مهر 1399 14:38
سه چهار روزه حدود ۴-۵ عصر میرم بیرون یه ساعتی راه میرم و میام خونه. دیروز وسط راه یه پسر ۶-۷ ساله یهو از تو بخش جنگلی مسیر پرید اومد سمتم و با لبخند برام دست تکون داد نمیدونم چرا فکر کردم جنی چیزیه :))))))) از بس باورم نمیشد یکی بچشو بزاره تنها بیاد بیرون. بعد بش میگم خطرناکه تنهایی اومدی بیرون رفتی تو جنگل بچه جان...
-
رمز نداریم دیگه
یکشنبه 13 مهر 1399 08:20
-
از ماست که بر ماست.
دوشنبه 31 شهریور 1399 08:48
-
پارسال این وقتا
دوشنبه 24 شهریور 1399 11:20
-
گل و عکس
پنجشنبه 6 شهریور 1399 13:13
-
شما بنویسین
جمعه 24 مرداد 1399 11:35
-
کم کم پیدا میشم
دوشنبه 20 مرداد 1399 13:58