سالهای ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ یه انفولانزای خیلی مرگبار به اسم انفولانزای اسپانیای رخ میده که تو همون سال یک سوم جمعیت دنیا رو میکشه و ایران که جمعیتش ۸ ملیون بوده بالاترین تعداد کشته ها رو تو اون سالها داشته! چهل درصد جمیعت ایران میمیرن! جنگ جهانی و قحطی و نا به سامانی اوضاع و حکومت فاسد دست به دست هم میدن و ایران سه بار مورد هجوم موج این انفولانزا قرار میگیره توسط سربازایی که از شمال و جنوب وارد کشور میشدن! ملت اونقدر زیاد میمیردن و از دست کسی کاری برنمیومد که تو شیراز و اصفهان اونهایی که ازشون قط امید شده بود میبردن تو مسجد که تو جای مقدس بمیرن و عذاب کمتری بکشن مثلا! اما هیچکدوم از ماها هیچوقت این اتفاقو نخوندیم تو هیچ کدوم از کتابهای تاریخی مدرسه! هیچوقت حتی نشنیدیم کی و کجا این اتفاق افتاده و چرا! اتفاقی به این بزرگی و عظمت که میتونسته درسهای زیادی بهمون بده که کوچکترینش مبارزه با اپیدمی شدن یه بیماریه واگیرداره! چرا؟ چون در درجه اول بهمون اموزش داده نشده و در درجه دوم دلمون نخواسته که اموزش ببینیم و تاریخ بخونیم! حکومت فاسد تو همه ی دورانها در ایران بوده و چیز جدیدی نیست اما اینکه ما خودمون چقدر به فکر خودمون هستیم و چقدر تاریخ خوندیم و ایا درسی ازش گرفتیم یا میگیریم هم تاثیر مهمی داره تو دوره گذر از بحران.
لینک ویکی پدیا این اتفاق تاریخی انفولانزای اسپانیایی رو میزارم بخونین.
https://fa.wikipedia.org/wiki/دنیاگیری_۱۹۱۸_آنفلوانزا
دوتا مثال از نحوه ی برخورد دولت امریکا با این بیماری میزنم درمقایسه با دولت ایران:
۱. هر شهر بزرگ امریکا خودش مستقیما وارد عمل شده و مثلا نیویورک از نیروی کاربری زندانها استفاده کرده برای تولید ژل ضدعفونی کننده که به صورت رایگان بین شهروندان توزیع بشه! و همه ی معابر عمومی و فرودگاهها رو هم ضدعفونی میکنن و قبل از سوار شدن به هواپیما از همه مسافرها تست میگیرن !
سپاه که سهامدار یه شرکت اسپری خوشبو کننده هست به اسم هلنسا به محض اطلاع رسانی دیر راجع به این بیماری شروع به زدن برچسب اسپری ضدعفونی کننده روی اسپری خوشبو کننده کرده و به قیمت ۵۰ تا ۶۰ هزارتومن به مشتری فروخته! دی جی کالا قیمت ماسک و ژل ضدعفونی کننده رو چندین برابر کرده! اماکن مچشو گرفته و خودش این اقلام ضروری رو احتکار کرده!
۲. بعد از تشخیص کیس هایی که مبتلا به این بیماری هستن تمام رفت و امدهای روزهای گذشته این ادمها مورد بررسی قرار گرفته و هرکی باهاشون در ارتباط بود قرنطینه شده . همه ی جشن ها و مراسمی که تجمع جمعیت توش بالاس کنسل شده! تو همه ی فروشگاههای بزرگ قبل از وارد شدن به فروشگاه با یه مایع ضدعفونی کننده کارتها و مشتری ها ضدعفونی میشن بعد وارد فروشگاه میشن.
قم که مرکز شیوع این بیماری بوده قرنطینه نمیشه! اخوندا دستور میدن که ملت برن اماکن زیارتی و اینا توطعه دشمنه که میخان ملت رو از اسلام جدا کنن. مراسمها همچنان با پرجاست. هواپیمایی ماهان که وابسته به سپاهه همچنان داره پروازهاشو انجام میده انقدر که دیگه چین نمیخاد پروازی از ایران بیاد سمتش! آمار دروغ به ملت داده میشه و به دلیل شدت بالا رفتن تعداد بیمارها خیلی از بیمارستانها از پذیرش بیمار جدید خودداری میکنن.
حالا نکات خوب مربوط به اقدامات امریکا رو گفتم یه چندتا نکته بد هم راجع به سهل انگاری ملت بگم که چه راحت ویروسو پخش کردن.
۱. اولین موردی که کرونای مثبت داشته تو منطقه ی ما یه پزشک بوده که تازه از مسافرت برگشته بوده! پزشک اطفال تو یکی از بزرگترین بیمارستانهای کودک دنیا! ۴ روز سرکار بوده و کلی بیمار ویزیت کرده و با ۱۷ تا از پرسنل بیمارستان ارتباط نزدیک داشته! بعد از ۴ روز علایم کرونا شدت پیدا میکنه و میره بستری میشه! یعنی شما فکر کن یه پزشک چقدر میتونه احمق باشه که نتونه تشخیص بده که احتمال داره ناقل بیماری باشه وقتی از کشوری داره میاد که اون بیماری رو داره!
۲. مورد بعدی یه خانومی بوده تو شیکاگو که از ایتالیا برگشته بعد با قطار از شیکاگو رفته یه ایالت دیگه! رسیده خونه کلی حالش بد بوده بعد دخترش تو مدرسه مراسم داشتن. یه جشن بزرگ! بعد دخترشو شوهرشو میفرسته اون جشن بزرگ! میان خونه مادره میره بیمارستان میفهمن کرونا داره! یعنی این خانوم از همون اول میدونسته این بیماریو داره اما عین خیالش که نبوده هیچ بلکه یه ملتم به فنا داده!
۳. این هفته که میاد تعطیلات بهاری امریکاس. ملت از هفته قبل مسافرتهاشونو شروع کردن و کسی عین خیالش نیس که ممکنه چه اتفاقی بیافته! هواپیماییها میتونستن کنسل کنن پروازها رو و پول بلیطو پس بدن اما وقتی وارد سایتشون میشی میگن اگه از دو هفته پیش بلیط خریدی نمیتونیم کنسل کنیم ولی حواسمون هس بیماری رو نگیری و تمیزکاری میکنیم!!! البته که ملتم به همون اکتفا میکنن و چه بسا همین الان چون به شدت بلیطها قیمتشون پایین اومده کلی دارن میخرن که برن مسافرت!
ایرانم که گفتن نداره همه ی این سهل انگاریا هست به اضافه اینکه دولت به هیچ جاشم نیس ملت بمیرن یا بمونن.
اینارو گفتم که بگم تنها حس خوبی که این روزها داره اینه که حس مشترک داریم ماها که دور از خانواده هستیم و دیگه خیلی استرس فقط خانواده رو نداریم چون خودمونم درگیرشیم. اولین باریه که میگم خب اگه خانواده در خطرن منم هستم پس با همیم.
از طرف دانشگاه ایمیل اومده سفر به دوتا کشور خیلی خطرناکه اگه قصد سفر به اون کشورها رو دارین فعلن دست نگه دارین! چین و ایران! کشورهای دیگه ای هم هستن که خطرناک و سطح خطرشون کمی پایین تر از این دوتاست ایتالیا و کره جنوبی و ژاپن! بعد من ایمیلو میخوونم به این فکر میکنم تنها جایی که ایران میتونه رتبه بیاره و دیده بشه و تو همین لیستاست. لیست بی مسولیتی و به خطر انداختن جون ملتش و کشته دادن ها! خیلی از کشورهایی که حتی اسم ایرانو تا حالا نشنیدن فکر میکنن ما هم خفاش خور هستیم! همکلاسی چینی بهم ایمیل میزنه میگه شنیدم وضعیت کشورتون خیلی بده متاسفم که کنترل نشده وضعیت خانواده و شهر من داره رو به بهبود میره امیدوارم کشور شما هم رو به بهبود بره!
دانشجوی نیکارارگویه ای بهم میگه شما هم تو کشورتون خفاش خوردن؟ چطوریه مزش؟!
دوست ترکیه ایم بهم زنگ میزنه میگه متاسفم انگار ایران خیلی اوضاعش خرابه! ترکیه مرزهاشو بسته و به شدت داره کنترل میکنه خدارو شکر ما هیچ موردی تو ترکیه نداشتیم تا الان!
دوست افغانستانیم با پوزخند بهم میگه افغانستانم تونست کنترل کنه ها! رییس جمهور ایران احتمالا نمیخاد بیاد دوباره یه نطق دیگه کنه بگه حتی افغانستانم؟! گفتم نه دیگه الان تو هفت تا سوراخ موش قایم شده اخه. وقت نداره.
دوست آلمانیم میگه پیج اینستاگرام رهبر ایرانو دیدی؟ داره درخت میکاره اما هیچی نگف راجع به ویروس کرونا! واقعا نمیدونه؟
الف که هربار از بس زنگ زده و گفت متاسفم برای سیل ایران متاسفم برای زلزله ایران متاسفم برای حادثه ابان متاسفم برای له شدگان زیر دست و پا متاسفم برای حادثه هوایپما. الان دیگه زنگ میزنه خودم نمیخام جواب بدم! از بس که هربار زنگ زده فقط اظهار تاسف کرده از خبرهای بدی که داره میگذره و یه روز نشد من بگم این اتفاق خوبم داره میافته!
آقای گیلاس که میخاستم ببرمش مراسم نوروزی ببینه و الان به دشت دلم نمیخاد این اتفاق بیافته. هیچ انگیزه ای هم برای انداختن سفره هفت سین ندارم.
دوست ایرانی چپ و راست تو تلگرام ویدیو میفرسته از اینکه ملت دارن زجر میکشن. با عصبانیت و شاید کاملا احساسی عکس درختکاری اون مردک دزد رو میزارم تو صفحم میگم داره قبرشو میکنه یا درخت میکاره! از ترسشون حتی میترسن خصوصی بهم پیام بدن! انقدر ترسیدن که فقط میان یواشکی استوری رو نگاه میکنن و میرن! لال میشن دیگه ویدیو اه و ناله برام نمیفرستن! جراتم ندارن بگن اره مردک بیشرف به هیچ جاش نیس ملت. بعد تازه اینا اصلا ایرانم نیستن که اون بی شرفا بیان بگیرنشون ببرشون مثلا! اینا که خارج از ایرانن از چی میترسن؟ نمیدونم! فقط میدونم منی که حالم از سیاه بازی های مسیح علینژاد بهم میخورد حالا دارم تحسینش میکنم نه بخاطر حرفایی که میزنه بخاطر شجاعتی که داره و نمیترسه از هیچی! وقتی میبینم یه عده انقدر ترسو و بزدل هستن که برای کوچیکترین نیازی که دارن یا کوچکترین خواسته جرات اعتراض ندارن و با اینکه حتی خارج از کشورن فقط بلدن غر بزنن بهم که میرسن وقتی پای یه حرکت کوچیک میاد وسط تو هفتا سوراخ موش قایم میشن!
اما خیلی رک و به صراحت میگم که تو تمام این سالها این اولین باریه که دلم نمیخاد ایرانی باشم. شرم دارم از این که بگم ایرانی ام! ایرانی که هیچ افتخاری نداره و ملتی که هر بلایی سرش میاد سکوت میکنه و خودشو سزاوار دیدن این ظلم میبینه . من همین چیزا رو دیدم که بیرون اومدم. من نمیخاستم هرکی رسید یکی بزنه تو سرم. انقدر زور گفتن که نتونستم پس الان چرا باید حرص اونایی که دوست دارن این زور رو بشنون بخورم؟ من که اعتراضمو کردم تلاشمو کردم زورمو زدم و راهمو انتخاب کردم. از قشر مرفه بی درد اجتماع هم نبودم که با پول پدر مادرم بیام بیرون. شاید اگه من و مثه من بیشتر بودیم اعتراضمون صدای قوی تری داشت شاید اون مترسکی که پرنده ها رو میترسونه اگه همه پرنده ها با هم یه روز تصمیم میگرفتن روش بشینن الان اوضاع این نبود. من که نترسیدم از مترسک. من شرم دارم بگم من ایرانی ام.