سه چهار روزه حدود ۴-۵ عصر میرم بیرون یه ساعتی راه میرم و میام خونه. دیروز وسط راه یه پسر ۶-۷ ساله یهو از تو بخش جنگلی مسیر پرید اومد سمتم و با لبخند برام دست تکون داد نمیدونم چرا فکر کردم جنی چیزیه :))))))) از بس باورم نمیشد یکی بچشو بزاره تنها بیاد بیرون. بعد بش میگم خطرناکه تنهایی اومدی بیرون رفتی تو جنگل بچه جان خرسی چیزی میاد میخوردتت یه وقت! (بلد نیستم توضیح بدم به بچه با زبون مهربانتری ) یه نگاه بهم کرد گف اونکه خیلی ترس نداره بزرگه میشه دیدش ترسناک مارها هستن که این موقع سال زیاد میشن و معمولا بالای درختا چنبره زدن! من قشنگ چشمام از تعجب گرد شده بود. نصف مسیرو با من اومد و توضیح داد که هر روز میاد پیاده روی میکنه یه هوایی به سرش بخوره بعد میره خونه تا مامانش بیاد شام اماده کنن. بعدم از مزایای پیاده روی و تاثیرش روی سلامت روح و روان گفت. تکرار میکنم بچه فقط ۶ یا دیگه نهایتا ۷ سالش بود با نیم متر قد! بار اولم نیس اینجا بچه ها رو میبینم که انقدر مستقل هستن و جالب حرف میزنن اما هربار مثه دفعه اول تعجب میکنم شاید به این دلیل که با بچه های ایران مقایسه میکنم یا بچه های ایران زمان خودم! به این فکر میکنم که خودم بچه داشته باشم اصلا نمیزارم تنهایی پاشه بره بیرون راه بره! با غریبه انقد راحت حرف بزنه یا از مار و خرس و اینا راحت بگه. بعد میگم خب اینجا خیلی نرماله این مستقل بودن و اینطوری رفتار کردن اگه بچه ی من اینطوری نشه که سخت میشه براش زندگی وقتی با بقیه حرف میزنه. رفتار این پسر بچه مثه جرقه بود برام شاید همزمانیش با کتابی که میخونم باعث شد انقد به تفاوت فرهنگها روی تریبیت بچه و اثرش روی روابط اجتماعی بچه فکر کنم. کتابی که میخونم اسمش داریوش بزرگ اوکی نیس هس که برای رده نوجوان و جوانه. کتاب انگلیسیه و نویسنده ایرانی امریکاییه. داریوش شخصیت اصلی قصه ست که مادرش ایرانی و پدرش امریکاییه و هیچوقت نتونسته اونطوری که باید تو جامعه و بین بچه ها جا بیافته و همیشه تفاوتهایی با بقیه داشته. من اصلا حتی فکرشم نمیکردم که بچه های نسل دومی که تازه یه طرف فامیلشونم امریکاییه مشکلی از لحاظ فرهنگی داشته باشن حالا با خوندن این کتابه با خیلی چیزا اشنا شدم. از طرفی به خودم فکر میکنم و میبینم که من چرا هیچوقت مثلا به تفاوت فرهنگی بین خودم و اقای گیلاس فکر نکردم و اصلا ندیدم همچین چیزیو هنوز! شاید خیلی انعطاف پذیرم و درک نکردم تفاوتی رو و یا شاید اقای گیلاس خیلی انعطاف پذیره و تفاوتی رو ایجاد نکرده. بهرحال تازه متوجه شدم بچه های نسل دومی هم مشکلات بزرگی دارن حتی اوناییشون که خانوادشون کاملا مهاجر نیس و فقط پدر یا مادرشون مهاجر بوده.