یه روز نسبتا معمولی

شاید خنده دار باشه بگم این روزها دارم ورزش میکنم و سعی میکنم به خودم یاداوری کنم پایان این شب سیاه خیلی نزدیکه یه کم دیگه طاقت بیار. امروز بعد خبر پیروز پتمو محکم بغل کردم و بش گفتم خوش به حالت که آمریکا بدنیا اومدی.

شاید هزار سال بود که خورشت کرفس نخورده بودم یه زمانی غذای مورد علاقم بود و وقتی اومدم امریکا نتونستم درسش کنم چون اصلا نمیتونستم اونطوری که مامانم درست میکنه این غذا رو درست کنم. وقتی مامانم برام درست کرد تازه فهمیدم چه چیزیو فراموش کرده بودم. ادما چقد عجیبن. مامانم قبل رفتنش چندتا بسته سبزی خورشت کرفس اماده کرد و امروز من میخام درست کنم خورشت کرفسو.


اخر هفته هم کتلت میخام درست کنم غذای مورد علاقم شده اخه! 

نگاه هویدا

مستند هویدا رو دیدین؟ مستند هویدا رو ببینین. اونی که داره جرمهای هویدا رو یکی یکی بیان میکنه 43 سال طول کشیده تا من و امثال من بشنوه و بفهمه چه خدماتی این ادم کرده بوده. 

انتخاب کن.

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

کتلت داریم کتلت!

امروز تصمیم گرفتم ناهار مورد علاقمو بپزم! کتلت و برنج زعفرونی. علاقم به کتلت از یه زمانی به بعد خیلی بیشتر شد. حتی یادمه یه دوره ای کتلت اخر هفته ها درست میکردم و کل هفته هم کتلت داشتم. از همین ماهی که گذشت هم یهو خیلی دلم سبزی پلو با ماهی خواست. میرفتم ماهی میگرفتم و به کمک مامانم شکم پر درست میکردیم.

امروز اما دلم میخاد کتلت درست کنم. من کتلتو با سیب زمینی خام و پیاز درست میکنم بدون تخم مرغ! نمدونم شایدم یه تخم مرغ زدم ولی توش یه عالمه ادویه جات و کمی هم شنبلیله میریزم. اصلا نمیدونستم یه روز تو ایران روز کتلتم هم داشته باشیم با دوستام که حرف میزدم همه تو ایران کتلت پخته بودن انقدرم عکساشون خوشگل بود که از همون دیشب همش تو فکر پختن کتلت بودم. 

میخام یه عالمه کتلت درست کنم امروز! خیلی خوشحالم. 

برای مجیدرضا رهنورد

مجیدرضا... مجید رضا ... مجیدرضا.

اسمتو چندبار زیر لب تکرار میکنم و به این فکر میکنم که حتما اون روزی که به اخر اسمت رضا اضافه شده مامانت به این فکر میکرده که امام رضا پشت و پناهت باشه. حتما اون روز فکر میکرده پسرم بیمه امام رضاست. 

نمیدونم مامانت چطوری تربیتت کرده که انقدر شجاع انقدر با شهامت بار اومدی. با دیدن ویدیو و حرفای اخرت تا چند دقیقه سکوت بودم باورم نمیشد اونطوری بدون لرزش صدا حرف بزنی با دست شکستت وقتی دوتا حرومزاده از ترس با صورتهای نقاب زده گرفته بودنت از شادی و پایکوبی بگی. انقدر که حتی اون خبرنگار لجنشون هم باورش نشه و باز ازت بپرسه و تو تکرار کنی. 

مجیدرضا باور کن شجاعتت تکثیر شد امروز بیشتر از قبل. باور کن صدات به گوش خیلی ها میرسه. ما اینجاییم تا بودنتو به دنیا نشون بدیم. تا صدات باشیم.