من برگشتم به رمزدار نوشتن! چون متاسفانه یه عده بیکار که فاقد هرگونه شعوری هستن دوباره اینجا شروع کردن به چرت و پرت گویی! به نظرم داشتن یه جمع کوچیک با ادمهایی که قبولشون دارم و تبادل اطلاعات باهاشون بهتر از اینکه برای یه عده دروداغونم هر چندوقت یکبار اینجا جواب کامنت بدم ! ادمایی که انقدر ترسو و بزدلن که حتی جرات نمیکنن یه اسم ساده روی خودشون بزارن و کامنت بزارن! که اتفاقا همشونم انگار کاسه لیس حکومتن و از ایران و تاریخش و فرهنگش اندازه یه ارزنم اطلاعات ندارن! چه کنیم که این روزا همین دروداغونا هم شدن همه کاره کشور... خیلیم دیر نیست سرنگون شدنشون.
پی نوشت : اونایی که رمز میخان و بلاگ ندارن اینستا اگه دارن بدن بهشون پیام میدم اونطوری! اینستا هم اگر ای دی فیک باشه رمز اینا خبری نیس. حالا چیز خاصی هم تو اون پستای رمزی نیس فقط راحتتر حرف میزنیم و دور همیم و فضا انقدر خاکستری نیس.
پی نوشت دوم : پیغامم به اون خواننده خاموش هایی که الان روشن شدن : انقدر سکوت کردین و نبودین و تاریک بود که چراغمو دستم گرفتم رفتم تو اتاق دیگه ای. همیشه هم خاموش بودن خوب نیس!
پی نوشت سوم : اونایی که رمز میخان بعد میری میبینی از اینکه سلیمانی کشته شده متاسف شدن و از اینکه ۱۷۶ نفر بی گناه تو پرواز کشته شدن و ۶۰ نفر زیر دست و پا له شدن و چندین نفر دیگه تو اعتراض به حقوق اولیه شون کشته شدن متاسف نشدن و حتی بش فکر هم نکردن واقعا فکر کردین ما حرف مشترک داریم؟ یا مثلا حرفای من به دل شما می شینه؟ یا دوست دارین یکی بگین صدتا بشنوین؟ والا راستش فکرامو کردم دیدم حوصله فحش دادنم ندارم وقتم برام مهمتره فعلا. من از دست شما دارم به رمزی نوشتن فرار میکنم خیلی واضح و روشنم اینجا نوشتم! اگه هنوز نمیتونین تشخیص بدین یعنی واقعا لیاقتتون همین حکومت و همین جمهوریه. ادمی که نتونه یه مساله واضح و روشنو تشخیص بده و قدرت تفکر نداره و دنباله رو بقیس از من رمز نخواد! اه! (با لهجه اون دختره که میگفت تو پیج من نیاین اه ! خوانده شود)