X
تبلیغات
زولا
جمعه 29 تیر 1397 @ 08:13

….

اخر هفتس و من یه میتینگ دارم که هنوز درمورد مکانش و نوع برگزاریش مطمین نیستم چون استادی که باهاش میتینگ دارم خیلی سرش شلوغه این روزا. از اون که بگذریم دارم برای سفر بعدیم اماده میشم ایندفه به یه شهر خیلی شلوغ از همین طرفا اما نه به شلوغی نیویورک. بازم تنهایی. چون سفر کردن تنهایی رو خیلی دوس دارم و به نظرم ادم نیاز داره یه جاهایی تنها بره و با خودش خلوت کنه حتی اگر کسی تو زندگیشه. اقای گیلاس (کاپی کیتن رو میخوام گیلاس صدا کنم دیگه) خیلی جالب با قضیه مسافرت من برخورد کرد یعنی من اصن بش خبر دادم نه اینکه نظر بخوام و اونم گف اوکی خوبه فلانجا و بهمانجا هم برو. من داشتم فکر میکردم اگه اقای گیلاس ایرانی بود باید منتظر چه برخوردی می بودم؟ چی؟؟؟ میخای بری سفر؟ بدون من؟ خبر داری میدی تازه! تموم شد من دیگه حرفی با تو ندارم. یعنی من ارزش اینو نداشتم که بهم یه تکست کوچولو بدی بگی یه همچین تصمیمی میخای بگیری؟ خیلی خودخواهی! خب از چه تاریخی تا چه تاریخی؟ اوکی خوبه منم میام ولی دفعه اخرت باشه بی برنامه میری. 

خولاصه که خیلی هیجان دارم برای سفرم و حسابی کار کردم و خسته شدم و نیاز به این سفر دارم اما به هیچکدوم دوستام نمیگم (دوست هه) و همینطور استادام. یکی از دوستان دیگم قراره که جای من اون هفته ای که دارم میرم اون شهر تدریس کنه. اتاقمم رزرو کردم و اماده ی ماجراجویی هستم به شدت.  فقط باید یه لیست مثه همیشه از جاهایی که میخام برم اماده کنم . امیدوارم همه چی خوب پیش بره. این روزا از صب تا شب دانشگاهم و دارم درس میدم و کار میکنم. به غیر از نوشتن تو این بلاگ و حرف زدن با خانوادم  هر روز صب. دیگه هیچ جا نه فارسی حرف میزنم و نه فارسی مینویسم. دوستای ایرانی گهگداری خیلی کم میبینم یا حرف میزنم. 

برم به کارام برسم که خیلی دیر شد…

پی نوشت: دوستی که بهم یه پیام طولانی داده بودی و از زندگیت گفته بودی. من هنوز مهاجرت نکردم. من تصمیم گرفتم خارج از ایران درس بخونم این کشورو انتخاب کردم هزینه های زندگیم و تحصیلاتمو دادن برام دعوتنامه فرستادن و من اومدم. قبل از همه اینها من نشون دادم که گزینه ی خوبی هستم برای اینکه روم سرمایه گذاری کنن و هزینه هامو بدن و اونا هم تحقیق کردن و به نتیجه رسیدن که درست میگم پس قبولم کردم. ادمایی که مهاجرت میکنن یعنی به قصد یک کشور خاص از کشور خودشون میان بیرون و هیچوقت به برگشتن فکر نمیکنن و همه ی سختی های راهو تحمل میکنن و کنار میان با قضیه.ما جماعت دنیای اکادمیک خیلی حساسیم یه کم بهمون بد بگذره قهر میکنیم  میریم یه جای بهتر. دغدغه ی ما بار و کلاب نیس ما دوس داریم بدونیم کجا فلان ریسرچ تا چه حدی پیش رفته ما چطوری میتونیم بهترش کنیم و دانشگاه چطوری با شرایط ما کنار میاد و اصلا کلا دنیامون فرق داره واسه همین نمیدونم چه راهنمایی میتونم بکنم. اگه بخای تحصیلی بیای هیچوقت دیر نیس فقط یه عزم جدی میخاد و یکی دو سال تحمل برای دادن امتحان زبان و اپلای و این صحبتا. اگه میخای مهاجرت کنی باید یه مهارتی داشته باشی برای کانادا یا استرالیا چون امریکا کلا دیگه داستانش عوض شده...

نظرات (12)
زهرا ||
سه‌شنبه 9 مرداد 1397 ساعت 15:48
جودی
بارها تلاش کردم و خودم رو به در و دیوار کوبوندم. اما به جایی نرسیدم. از زندگی ناامید شدم.۲۵سالمه. می دونم کلی سختی کشیدی که برسی اونجا ولی من بهت حسودیم میشه. خودم یکی از اونام که بهت حسودیشون میشه و توی این کشور خراب شده هر کاری میکنم نمیشه. دیگه واقعا بریدم. حتی نمی تونم بگم حجم بدبختی هام رو جودی. امیدوارم فقط چشمت نزنم!
بهتره بگم بهت بدجور غبطه می خورم. انقدر غرق تلاشم هستم اصلا نمی رسم بیام بخونمت فقط گاهی میام و میومدم. کل زندگیم شده تلاش و الان با این وضع جامعه نزدیکه خودکشی کنم! نمی دونی چقدر وحشتناک شده بیرون اومدن ازینجا. و من یکی از اون درد کشیده هایی هستم که هر چقدم اونطرف این مرز برم و بدبختی بکشم قدرت تحملشو دارم. ولی نمیشه... حداقل حداقل حداقل سرمایه رو هم نمیشه جور کرد و روز به روز دلار بالا میره. دیگه بریدم و فقط می تونم بشینم و درد بکشم و حسرت جاهایی رو بخورم که دلم می خواست ازین غربتِ مثلا وطنم راحت شم.
سفرت خوش بگذره.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزم. من از سختیای اینجا نمی نویسم از اینکه نتونستم تو اینهمه مدت خانوادمو ببینم. از اینکه چقدر دارم کار میکنم. خدا خیلی بزرگه زهرا. حواسش بهمون هس. من وقتی میخاستم بیام دلار از هزار و پونصد یهو شد ۴. هزار و هشتصد! امتحان ایلتس که ۱۰۰ هزار تومن بود در عرض یه ماه شد ۳۰۰هزارتومن و دو هفته بعدش شد ۵۰۰ هزار تومن و ۳ روز بعدش ۷۵۰ هزارتومن. مخصوصا امتحانا رو کنسل کردن که به قیمت بالاتر عوض کن برای ما بدبختا. منکه برای هزار تومن هزار تومنش جون کنده بودم وگرنه میدیدم اصن خیلیا عین خیالشونم نیس و امریکا و کانادا کس و کار دارن. میخام بگم ناامید نشو تلاش کن. بعدم ایرانم خیلی جاهای زیبا داره. من خیلی کوه میرفتم. ادم مگه چندبار ۲۵ ساله میشه. غصه رو که همیشه میخوریم و تمومی نداره…
نل ||
دوشنبه 8 مرداد 1397 ساعت 09:23
سلام عزیزدلم
داخاکل وبم گفته بودم.اینجاهم باز تشکر میکنم بابت راهنماییت:-*
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مهربون :)
بازم جواب کامنتتو دادم. برات بهترینا رو آرزو میکنم یه نکته فقط اونم اینه که این روزا اومدن به اینجا به دلیل ویزا و اینا خیلی سخت شده به این فکر کن که ممکنه ازدواج کنی و خدایی نکرده ویزا بت ندن و مدتها تو ایران منتظر بمونی. ببین ارزششو داره؟
فاطمه ||
دوشنبه 8 مرداد 1397 ساعت 00:13
خیلی دوست دارم یک روز یک لیست پیشنهادی از بهترین کتابایی که خوندی برامون بنویسی هر وقتی شد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بش فکر میکنم :)
فاطمه ||
چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت 04:09
هی خواستم یک چیزی بگم بهت. بیرون انداختن ادم‌ها از زندگیم و این پرتاب‌های سه امتیازیمو از تو یاد گرفتم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه عالی!!!
شهرزاد ||
سه‌شنبه 2 مرداد 1397 ساعت 23:52
سفرت خوش بگذره و موفق باشی.
یک خانم محقق آمریکایی هست به نام برنه براون.
brene brown
شاید بشناسیش.. سال هاست در موضوعات جامعه شناسی و رفتاری تحقیق می کنه. سخنرانی ایشون توی سایت تِد جزء برترین ها هست:
https://www.ted.com/talks/brene_brown_on_vulnerability
چند تا کتاب نوشته که بعضی هاش به فارسی ترجمه شده ولی متاسفانه خیلی بد ترجمه شده. می خواستم بهت معرفی کنم که کتابهاش رو بخونی.
(مربوط به پستی که خواسته بودی کتاب معرفی کنیم)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه عالی! مرسی نه نمیشناسمشون.
یاسی ||
سه‌شنبه 2 مرداد 1397 ساعت 04:37
چهههه خووووووووووووب!
حسابی ویتامین دی بگیر .
قربونت برم خیلی دوستت دارم مراقب حال خوبت باش.
افتخار کشور مایی.
هرچقدر سیاستمدارا خراب کاری کردند در نمایش ایران، امثال تو و بقیه دوستای من که سرآمد رشته خودشون هستند، اسم ایران رو زنده نگه داشتند. گرچه این کشور خودش گناهی نداره اما آدمها و سیستم بد اجتماعی و آموزشیش باعث شد که قدر شماها رو ندونند.
همیشه در اوج بودی و هستی. بوس بوس بوس. (طبق سنت بوس سه گانه ) :))))))))))))))
امتیاز: 0 1
پاسخ:
عزیزم :) تو ی مهربووون انقد منو میشناسی که من تعجب میکنم گاهی وقتا :)
بوس سه گانه بک :)))
طیبه ||
سه‌شنبه 2 مرداد 1397 ساعت 03:57
به به مساااااااافرت
من چند ماهی یه تو بستر بیماریم. هر روز که از خواب بیدار میشم با خودم می گم خوب که شدم یک سفر باحال و توپ میرم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایشالا که زود خوب شی و به خودت جایزه بدی :)
مونا ||
سه‌شنبه 2 مرداد 1397 ساعت 02:20
من هم دوست دارم حداقل برای یه مدتی خارج از ایران زندگی کنم کمی حال و هوام عوض بشه.
نظرم بی ربط بود ولی فکرکنم اولین نظرم تو این وبلاگه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
! اره حال و هواتو عوض کن!
یاسی ||
دوشنبه 1 مرداد 1397 ساعت 01:24
سلام سلام سلام
خوشگل خانم دوست داشتنی من.
قربونت برم که این همه کار داری و بازم لطف می کنی و برای ما می نویسی.
یه سفر هیجان انگیز حسابی می چسبه. اونجایی که می ری ساحل هم داره؟امیدوارم خیلی خوش بگذرههههه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مهربوووون یاسی.
اره همه جای امریکا ساحل داره گویا! مرسی عزیزم
لادن ||
یکشنبه 31 تیر 1397 ساعت 20:48
خیلی خیلی خوش بگذره.
شاید بد متوجه شدم ولی دغدغه همه مهاجرها هم بار و کلاب نیست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره متوجه منظورت شدم. من با توجه به سطح درامد خانوادم و زندگیشون میدونستم و میدونم که نمیتونستن و نمیتونن مهاجرت کنن. یه ادم با درامد متوسط نمیتونه مهاجرت کنه اونم الان با این تفاوت نرخ ارز! نمیدونم شاید خیلی سرکشانه باشه اگه بگم اونایی که مهاجرت میکنن با این وضعیت ایران خیلی پولدارن چون تو زمانی که من از ایران خارج شدم هم اون پول زیادی بود برای مهاجرت و شروع یه زندگی از اول تو یه کشور دیگه. اون ادما رو بعدتر اینجا دیدم و الانم میبینم و حدسم درست بود! دغدغه ازادی و زندگی بهتر و اخرشم بار و کلاب دارن. نمیدونم چی بگم من از زبون خودم و ادمهایی میگم که ندارن که بیان واقعن ندارن از این پولا!
شهرزاد ||
شنبه 30 تیر 1397 ساعت 12:44
دختر جون
ببخشید قصد فضولی ندارم ولی فکر کردم شاید متوجه نیستی که روز به روز خودتو داری تنهاتر می کنی... با دلایل ظاهرا منطقی که برای خودت میاری... ببین عزیزم, من خودم مثل تو دختر مستقل و سرسختی هستم و خیلی دیر ازدواج کردم و دیر بچه دار شدم... به سختی... ولی الان با وجود تمام سختی هایی که زندگی مشترک و بچه داره, بهت میگم که آرزو می کنم کاش زودتر این کارو کرده بودم... با طبیعت و غرایز انسانی نمیشه جنگید, ما هر چقدر قوی و مستقل و باهوش باشیم نیاز به دوست و همراه داریم, نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن داریم... زن و مرد هم نداره. منظورم فقط ازدواج کردن نیست... مخصوصا اونجا که این موضوع مثل ایران ضرورتی هم نداره.
این سفرت رو برو امیدوارم که بهت خیلی خوش بگذره, ولی سعی کن بعدش بیشتر به آدمها راه بدی که بهت نزدیک بشن, هر چند که کم سوادتر از تو باشند. هر چند گاهی حوصله ت رو سر ببرند. زندگی فقط میتینگ و ریسرچ نیست... تحمل آدم ها و مدارا کردن باهاشون هم یه مهارته که هر کس بلد باشه شادتر زندگی می کنه.
موفق باشی
امتیاز: 0 1
پاسخ:
من تعجب میکنم از این نصایح! به هیچ عنوان حاضر نیستم خوشیها و حال خوبمو با مدارا کردن با ادمهای بی دانش و بی انگیزه هدر بدم. من اینجا اگه بنویسم چه رشته ای میخونم اونوقت شما به من نمیگی مهارت نداری! مهارت درست زندگی کردن هنره و من خوشحالم که این هنرو دارم . اتفاقن خیلی هم شاد دارم زندگی میکنم. کسی هم تو زندگیم هس نگران نباشین :)
ممنون.
اعظم 46 ||
شنبه 30 تیر 1397 ساعت 11:00
سفر بهت خوش بگذره حالا خودت بهتر می دونی به کیا بگی سفر می ری خوبه یه آدم دلسوز هم بدونه کجا میری اگه خدای نکرده مشکلی پیش آمد بتونن پیگیری کنن


راستی با ابی چکار کردی هنوزم باهم زندگی می کنید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ادم دلسوز دوروبرم ندارم اما فضول و حسود تا دلت بخواد.
نه دیگه بش گفتم بره و فعلا یه ماهی هس که تنهام و نمیخام همخونه داشته باشم.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.