X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 27 شهریور 1396 @ 08:39

شتر و ایران

با اقای عجیب تموم کردم چون خیلی رو اعصابم بود. ولی بعدش هی همش بش فکر میکردم. ناراحت بودم و دوستم میگفت مطمئنن بازم بهت تکست میده. الف میگفت تو گاهی یادت میره که مردها هم ادم هستن. اون پسر خوبیه و تو خیلی اذیتش کردی. و منم فقط سکوت بودم. دیروز داشتم برای خودشم قلیه ماهی درست میکردم که تکست داد. تکست این بود که تو تا حالا تو ایران شتر دیدی؟ ما قبلا یه بار این بحثو داشتیم که من بد برداشت کرده بودم و با عصبانیت گفته بودم ما اصن ایران شتر نداریم چی راجع به کشور من فکر میکنی بی تربیته بی ادب! بعد رفته بود روز شتر و تعداد شترها رو تو ایران پیدا کرده بود برام فرستاده بود و گفت چندتا شتر داشته باشین تو رضایت میدی که ایرانم شتر داره. خولاصه دیروز دوباره پرسید تو شتر دیدی تو ایران؟ قاطی کردم بش تکست دادم اره ما فقط شتر داریم و ماشین نداریم اصن! خندید و شروع کردیم به تکست دادن و همو اذیت کردن.

صاحبخونش یه اقای المانیه که خانومش ایرانیه. بهم گفت راجع به تو با صاحبخونم حرف زدم و اینکه تو ادعا میکنی ایران هیچ شتری نداره در حالیکه شما حتی روز شتر دارین که به اندازه 4thjuly  روز استقلال امریکا اهمیت داره :)))) من مرده بودم از خنده و از طرفی هم حرصم گرفته بود که چرا اینا رو راجع به من به بقیه گفته! 

ادم خیلی خاص و عجیب و غریبیه که باعث شده ازش خوشم بیاد. امروز بهم گفت تو یه سوالی که همه دخترا وقتی منو میبینن ازم میپرسن نپرسیدی. گفتم چه سوالی؟ گفت راجع به ظاهرمه. اقای عجیب یه شکستگی روی ابروش داره که حتی جذاب ترش کرده و من اصن خوشم اومد وقتی دیدم. مطمئنم اونو میگه ! گفت میپرسی ازم بلاخره. گفتم نمیپرسم . و بحث جدیدمون شروع شد. 

امروز باید برم عیادت یکی از استادهایی که سرطان گرفته و حالش بده. کلاسشو داده به من که درس بدم و همیشه همه جا ازم تعریف میکنه ! از بیمارستان رفتن وحشت دارم و داشتم و البته دکترها با روپوش سفیدشون. و حالا با یه دکترم :)) و وقتی تو روپوش سفیدش میبینمش بی نهایت برام جذابتر میشه :))) نمیدونم این چه تضادیه که باهاش رو به رو شدم!

چهارشنبه 22 شهریور 1396 @ 06:56

اقای عجیب

اقای عجیب رو دیدم بازم. از اولین باری که همو دیده بودیم چندبار بهم گفته بود ما فقط دوستیم و منم گفتم اره خب دوستیم اما بعدش انگار دیگه اون نمیخاست دوس بمونیم. ادم فوق العاده باهوش و خاصی که حالا کلافست و دلیل کلافگیشم منم. بعد از اینکه همو دیدیم و حرف زدیم بهم تکست داد که تو از من چی میخای؟ میخای من چی باشم برات؟ چرا؟ انقدر سوالاش عجیب غریب بود که من مونده بودم چی جواب بدم! من از اولشم شوخی شوخی تا اینجا اومدم . بهش میگفتم تو مثه یه رباتی چون واقعنم بعضی رفتاراش همینطوری بود اما بعدش اونقدر رفتارش عجیب شده بود که تهش با ناراحتی عصبانیت گفت تو داری با من بازی میکنی من دل دارم! بهم گفت انگار عادت داری با پسرا بازی کنی! لابد پارتنر داری. با عصبانیت میگف من پسر احمقی نیستم که اینطوری باهام بازی کنی. خیلی ناراحت شدم که بعد سه ماه اینطوری رفتار میکرد.به ابی هم خونم گفتم نمدونم اقای عجیب چرا اینطوری شده گفت بخاطر اینکه تو خیلی داری باهاش بازی میکنی و نمیگی چی میخای. چون تویی که داری بازیش میدی و اون فکر کرده تو لابد با چند نفری. باورش نمیشه که تو ازش خوشت اومده و این داره عذابش میده!

منی که حتی تو زندگیم با کسی نخوابیدم از نظر اقای عجیب یه دختر بد هستم که برام شکستن قلب ادمها اپسیلونی اهمیت نداره. player! نمیدونم چرا حتی تلاشی هم نکردم که خودمو ثابت کنم. از دست خودم ناراحتم...از اقای عجیب خوشم اومده ولی جز خرابکاری هیچکاری از دستم برنمیاد. انقدر از وارد رابطه جدید شدن ترس دارم که طرف فکر کرده من ا ز اون دخترام که ملتو سرکار میزارن...تازه با اینکه اینطوری فکر میکنه هنوز هست. ابی میگفت مطمئنم که این پسره خیلی دوست داره...خیلی دوست داره...خیلی! 

سه‌شنبه 7 شهریور 1396 @ 07:39

دوست خوب

دانشگاه داره شروع میشه و من ترم جدید کلی کار دارم و 50 تا دانشجوی جدید و یه پیشنهاد عجیب کاری! توی صنعت مد!دارم. راجع بهش هیچ حرفی نمیزنم چون برای خودمم خیلی عجیب و ناشناخته ست و اصن نمیدونم چی به چیه! اقای عجیب کماکان باهام در ارتباطه و از صب که بیدار میشه تا شب که میخوابه داره به من تکست میده که البته عجیبه! و نکته دیگه اینه که بعد از امتحانش داره برای بیمارستانای مختلف اپلای میکنه که یه جای خوب بره تو نیویورک. سرش شاید کمی خلوته که اینطوری داره تکست میده و خب حرفاشم جالبن من خوشم میاد. ادم مغروریه و مثه یه ربات می مونه مثلن وقتی من میگم از فلان میوه خوشم میاد میگه به دلیل وجود فلان ماده و بهمان ویتامین بهتره که در روز خورده بشه یا شب و کلی چیزای دیگه! 

یه اهنگ برام فرستاد که پیشنهاد میکنم حتما گوش بدین چون منو زیرو رو کرده این ترانه و صدای زیبا و خیلی ضایع بود وقتی من نمیدونستم و اون که امریکاییه اینو به عنوان تاپ ترین اهنگ فارسی پیدا کرده بود و برای من فرستاده بودو Nyaz Parishaan اسم خواننده نیاز و اسم ترانه پریشان هستش. اگه اطلاعات بیشتری راجه به این ترانه یا این خواننده دارین به قول اینجاییا welcome to share it with me. خوبی دوست بودن با خارجی که ازت خوششم میاد اینه که وقتی راجع به کشورت و فرهنگت سرچ میکنه یه چیزایی تحویلت میده که خودت شاخ درمیاری! دیروز هم یه عکس بهم نشون داد یه پسره با شتر بود گفت تو این کشور شماست؟ من قاطی کردم گفتم کشور من شتر نداره!!!!سریع یه مقاله برام فرستاد که ما کلی شتر داریم و ی روز مخصوصم واسه شتر داریم! گفت انقد شتر کافی نیس برای تو؟ گفتم نه من منظورم اینه که ما شترای خاص خودمونو داریم!!!!ادم چی بگه خب. گفت میدونم چرا اینطوری موضع میگیری چون بدبینانه فکر میکنی راجع به حرفایی که میزنم درصورتیکه من 99 درصد باهات شوخی میکنم. 

بعضی وقتا هم که نمیفهمم چی میگه یا یه اصطلاحاتی رو به کار میبره که در سطح زبان انگلیسی من نیس کلی قاطی میکنم و یکبار هم حتی با عصبانیت بش گفتم من زبانم انقدر خوب نیس که بفهمم چی میگی . ادم به اون روباتی یهو گف آی لاو یور انگلیش! و از اونجایی که اصن انتظار این جمله رو نداشتم گفتم خب بخاطر این که تو بدجنسی وقتی اشتباه میگم یه چیزیو علیه خودم میتونی استفاده کنی یا غلطمو به روم بیاری! گف نخیر دارم ازت تعریف میکنم بفهم اینارو!

باهام قرار گذاشت که بیاد دنبالم بریم بیرون بش گفتم من میرم منهتن (نیویورک) بیا اونجا! معذبم اگه بیاد دنبالم شاید هیچیم به ادمیزاد نبرده نمیدونم! من معذب میشم وقتی تو ماشین اخرین مدل اقای عجیب میشینم! معذب میشم وقتی میبینم اون بی نهایت بار از من پولدارتره هرچند اون هزار بار میگه که منم یه زمانی مثه تو بودم روزای خوبتم میان. صبر داشته باش. اقای عجیب فقط چندسالی از من بزرگتره و ادم خیلی موفقیه و همینم باعث میشه هرچی کتاب یا فیلم بهم پیشنهاد میده سریع بخوونم یا ببینم. به هیچی باهاش فکر نمیکنم فقط از اینکه ازش چیزی یاد میگیرم فکر میکنم و خوشحالم که اونم حریمها رو میشناسه و منو خوب بلده خوداگاه یا ناخوداگاه!

فردا قراره با دوستام برم یه کمدی شو خیلی معروف که البته دوستم دعوتمون کرده رایگان درصورتیکه بلیطش خیلی خیلی گرونه! کلاسها داره شروع میشه و من هم استرس دارم و هم هیجان! برام دعا کنین!

چهارشنبه 1 شهریور 1396 @ 11:25

قانون کارما

یهو یادم افتاد که تو دوره لیسانسمون، میرفتیم کارورزی وسط یک عالمه کارگر بی سواد و با تجربه میچرخیدیم و خیلی هاشون چشم دیدنمونو نداشتن مخصوصا به عنوان یه خانوم تو محیط کار! بعد موقع ناهار که میشد گشنه تشنه میرفتیم با همین کارگرا سر یه میز مینشستیم که غذامونو بخوریم. وای از روزایی که کارخونه کمی تمیزتر بود غذا بهتر بود...اون روز برامون بهشت بود. ناهار مثلن چلو گوشت بود با پیاز! ما دخترا اصن عین خیالمون نبود بهمون بگن واااییی شما پیاز میخورین؟ یادمه وقتی اون اقاهه که غذامونو میداد میگف پیاز؟ میگفتیم اره حاجی بزار پیازو! کلی تعجب میکرد. اولین بارم یکی از دخترا با عشق رفت پیازو گرفت نه بخاطر مثلن حس فمنیستیو این صبتا چون از هممون شکموتر بود. مینشستیم دور هم غذامونو میخوردیم و حال میکردیم باهاش و بعد دوباره برمیگشتیم سر کار. کارگره میگف شما سوسولین. مهندس زنم مگه داریم! یه بار برای اینکه بهش ثابت کنم سوسول عمته دستمو کردم تو روغن گریس و حسابی سیاه و کثیف شد حالا بماند که پدرم دراومد که تمیزش کنم و تا دو هفته هم بوی گند میداد ولی روی اون کارگره کم شد و بعدترش کلی از تجربیاتشو باهام به اشتراک گذاشت. تازه الان یادم می افته من چقدر سختی کشیدم تا به اینجا رسیدم!چه یادم رفته همه چی! اینایی که چپ و راست میگن ما شانس نداریم یا فلانی شانس اورد و نشستن فقط تماشا میکنن و چرت و پرت میگن همونایی هستن که موقع درس و دانشگاه جیم میزدن با رفیقشون کلاس دو در میکردن و خوش گذرونی داشتن. اینا اگه بتونن با میانبر و پناهندگی و لاتاری هم اینجا بیان بازم هیچی نمیشن. کارما رو همه بهش اعتقاد دارن. کارما یه جورایی همون قانون سوم نیوتن هم هست. هر عملی عکس العملی داره...

ما نون یا چوب عملمونو میخوریم...

دکتر دومی که میخام حالا دیگه اقای عجیب صداش کنم بهم پیام داد که امروز میخاد بره سر خاک مادرش چون همیشه بعد از اتفاقای مهم زندگیش میره اونجا و با مادرش حرف میزنه و تصمیمای مهم میگیره. بعد برام یه کلیپ از موفقیت ادمها بدلیل سخت کوش بودنشون فرستاد! ازش داره کم کم خوشم میاد ...

سه‌شنبه 31 مرداد 1396 @ 07:50

زندگی و خورشید گرفتگی

امروز نتیجه ارزیابی که دانشجوهام کرده بودن اومد! خیلی استرس داشتم و نمیدونستم دقیقا کی جوابش میاد. اینجا ارزیابی دانشجوها از استاد تاثیر خیلی مهمی روی اینده استاد در دنیای اکادمی داره. ارزیابی اگه خوب نباشه استاد به راحتی حذف میشه یا بش دیگه کلاس نمیدن. حالا این حساسیت رو 5 برابر کنین وقتی یه دانشجوی دکترا برای اولین بار انتخاب میشه که به دانشجوهای مستر درس بده که البته اون دانشجوهای مستر هم همه سن و سال دار هستن و فقط بلدن غر بزنن و اومدن یه مدرک بگیرن که برن! خب همه ی اینارو گفتم که بگم ببین من با کیا طرفم! 

نتیجه ارزیابیشون عالی بود و ارزیابیشون برای من از دپارتمان هم بالاتر بود، همشون خیلی دوستم داشتن و گفتن که من عالی بودم و خیلی خوب درس دادم. بی نهایت خوشحال شدم و به اینده امیدوار. دیروز اینجا خورشید گرفتگی بود با دوستان رفتیم ببینیم عینک مخصوص تموم شده بود. این امریکاییا کلن اهل غلو هستن و هرچیزیو میخان با کلی قر وفر و مراسم انجام بدن. من یادمه ایران که بودم شاید 9-10 یا شایدم 12 ساله بودم که خورشید گرفتگی شد نمیدونم دقیقن ولی بچه بودم اما نه اونقدر که نفهم این چیزارو. وسط روز یهو شب شد و من مردم از ترس و فکر کردم دنیا تموم شده! اونموقع اونجا من با این پفکای پی توز عینک درست کرده بودم و باهاش خورشیدو دیدم و کورم نشدم! به این دوستام اینجا همینو گفتم حالا نه صرفا چی توز ولی زرورق! اخه من زرورقو چطوری باید برای اینا ترجمه میکردم ! :دی

خولاصه اونا یه روش دیگه رو سرچ کردن و انجام دادن منم رفتم با این زرورق! موفق شدیم ببینیم خورشید گرفتیگیو اما کامل نبود! حالا من باید 50 سال دیگه صبر کنم یا شاید میرم یه جای دیگه میبینمش! نمیدونم... زندگی خیلی عجیب و غریبه!

( تعداد کل: 178 )
   1       2       3       4       5       ...       36    >>